برگهایی از زندگانی من

اخر ساعت درس یک دانشجوی دوره دکتری نروزی

سوالی مطرح کرد ,استاد شما که از جهان سوم می ایید

جهان سوم کجاست ؟؟؟فقط چند دقیقه به اخر کلاس مونده بود

من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به

ان اعتماد میکنم . به ان دانشجو گفتم .جهان سوم جایی که هرکس

بخواهد مملکتی را اباد کند ,خانه اش خراب میشود و هرکس که بخواهد

خانه اش اباد باشد باید در تخریب مملکتش باشد ... (بروفسور حسابی)

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات () |

کاش می شد یه چیزایی رو هم تو یاد بگیری

ساده اذیت نکردن

ساده رد نشدن

ساده نخواستن

ساده ....

ولش کن مهم نیست تو که ساده یاد نمیگیری !!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢۳ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات () |

امروز که به وبم سر میزنم

 یه احساس عجیبی دارم یه احساس مث اینکه 

 بعد از مدتها  میخوای وارد خونت بشی و تا در و باز می کنی

 یه عالمه پاکت نامه جلو پات بیفته با یه عالمه خاطره بد و خوب

که بران تازه میشه ولی بازم برام قشنگه این احساس...

 

 

تو زندگیم یاد گرفتم دوست بشم ,بخندم,ببخشم اما یاد نگرفتم 

 فراموش کنم           

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ توسط نگین نظرات () |

همه قرداد ها را روی کاغذ بی جان  نمی نویسند 

 بعضی از عهدها را روی قلب هم می نویسند

حواست به این عهدهای غیر کاغذی باشد

گاهی وقتا شکست نشون یک ادم را می شکند...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ توسط نگین نظرات () |

Design By : Night Melody