برگهایی از زندگانی من

به افتاب سلامی دوباره خواهم داد

به افتاب سلامی دوباره خواهم داد

به جویبارها که در من جاری بود

به ابرها که فکرهای طویلم بودند

به رشد دردناک سبیدارهای باغ

که با من از فصلهای خشک گذر می کردند

ودسته ی کلاغان که عطر مزرعه های

شبانه را برای من به هدیه می اوردند

به مادرم که در ایینه زندگی می کرد

وشکل بیری من بود .........

و به زمین که شهوت تکرار من درون

ملتهبش را از تحفه های سبز می انباشت

سلامی دوباره خواهم داد .........خیال باطل

   
   
نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢۸ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ توسط نگین نظرات () |

Design By : Night Melody