برگهایی از زندگانی من

وچشمانت راز اتش است وعشقت بیروزی ادمیست هنگامی که به جنگ تقدیر میشتابد . اغوشت اندک جاییست برای مردن اندک وگریزاز شهر که به وقاحت باکی اسمان را متهم میکند ... وکوه با نخستین سنگها اغاز شد وانسان با نخستین درد ومن با نخستین نگاه تو اغاز شدددددددم

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٥ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات () |

Design By : Night Melody