برگهایی از زندگانی من

روز تولدت شد ونیستم کنارت

کاشکی می شد که جونمو

هدیه بدم برای تو. درسته ما

نمیتونیم این روز و بیش هم باشیم

ولی بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت

بباشیم .میخوام برات تو رویاهام

تولد بگیرم از لحظه لحظه های

جشن. تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی وفرشته های

اسمونی .چراغونی جشنمون

ستاره های کهکشون. به جای شمع

میخوام برات غمهاتو اتیش بزنم..

هرچی غم و غصه داری یک شبه

اتیش بزنم. تو غمات وفوت بکنی منم

ستاره بیارم اشک چشاتو باک کنم ...

نور ستاره بکارم .کهکشونو ستاره هاش .

دریا وموج وماهیاش . بارون وقطره قطره هاش

یه قلب بی قرار و عاشق فقط میخوان بهت بگن

بهترینممممم تولدت مبارررررررررررررررکقلبقلبقلب

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٩ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط نگین نظرات () |

Design By : Night Melody