برگهایی از زندگانی من

قبل از اینکه بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی

کفشهای من را بپوش و در راه من فدم بزن ...

از خیابونها کوهها و دشت هایی گذر کن  که من کردم

اشکهایی را بریز که من ریختم

درد ها و خوشیهای من را تجربه کن

سالهایی را بگذران که من گذراندم

روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم

دوباره و دوباره بر پاخیز و مجددا  در همان راه سخت قدم بزن

همانطور که من انجام دادم

بعد ان زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات () |

Design By : Night Melody