برگهایی از زندگانی من

امروز که به وبم سر میزنم

 یه احساس عجیبی دارم یه احساس مث اینکه 

 بعد از مدتها  میخوای وارد خونت بشی و تا در و باز می کنی

 یه عالمه پاکت نامه جلو پات بیفته با یه عالمه خاطره بد و خوب

که بران تازه میشه ولی بازم برام قشنگه این احساس...

 

 

تو زندگیم یاد گرفتم دوست بشم ,بخندم,ببخشم اما یاد نگرفتم 

 فراموش کنم           

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ توسط نگین نظرات () |

Design By : Night Melody