برگهایی از زندگانی من

بی خودی پرسه زدیم صبحمان شب شود

بی خودی حرص زدیم سهم مان کم نشود

ما خدارا با خدا سر دعوا بردیم و قسم ها خوردیم

ما به هم بد کردیم ما به هم بد گفتیم

ما حقیقتها را زیر پا له کردیم و چقدر حظ بردیم

که زرنگی کردیم روی هر حادثه ای حرفی از عشق

زدیم از شما می پرسم ما که را گول زدیم ؟؟

(دکتر شریعتی)

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٩ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ توسط نگین نظرات () |

Design By : Night Melody